سرداران شهید

به کجا خیره شده ای سردار ؟

بعد از مدتی که در جبهه توفیق حضور داشته­ ام، تصمیم­ گرفته‏­ ام چند جمله به عنوان وصیت‏نامه بنویسم.

حال که ما نهایتاً باید برویم و مرگ حق است پس چه بهتر که با سربلندی به حضور یار برویم و این حجابها را کنار بگذاریم و سربلند بگوئیم”اشهدان لا اله الا الله و اشهدان محمد رسول الله”. شهادت می‏ دهم ائمه معصومین امامان ما هستند و امام عزیز رهبر کبیر انقلاب است و باید خدا را شکر کنیم که ما را از ظلمت رهانید و در چنین کشوری آفرید. سالها بود که می‏ گفتم ای کاش در “کربلا” بودیم و سر می دادیم و امروز را خدا جهت آزمایش نصیب ما کرد و از این آزمایش سربلند بیرون آمدیم که مرگ سرخ به از زندگی با ننگ است.

ای کاش من بی‏ نهایت جان می‏ داشتم و فدای حفظ این انقلاب اسلامی و امام عزیز می‏ کردم. من با میل خود به جبهه رفته‏ ام و خدا را شکر می‏کنم که چنین توفیقی را به من عطا کرد و تعجب می‏ کنم از خیلی مردم که بعد از هشت سال که از انقلاب گذشته، و با این همه شهیدان این همه توطئه دشمنان هنوز در خواب هستند و بی‏ تفاوت بسر می‏ برند و نور را با این همه روشنی نمی ‏بینند و جداً نمی‏ دانم آن دنیا در مقابل خدا وشهیدان چه دارند بگویند؟

این انقلاب یک آزمایش بود و جنگ آزمایش بزرگتر که همه مردم و مسئولین و دنیا را برای همه نشان داد و احسنت بر این امت مسلمان و قهرمان که تا اینجا خوب مقاومت کرده‏ اند و خدائی نکرده اگر کوتاهی بکنیم و دشمنان ما را نابود خواهند کرد و چیزی جای ما نخواهند گذاشت و بی‏ تفاوتها هم در این بین بی‏ بهره نخواهند بود. البته ترسی در پیش نیست. ما وظیفه را انجام می ‏دهیم و باکی از نتیجه نداریم، پیروزی و شهادت برای ما فرقی ندارد چون هرچه خدا بخواهد آن حق است.

شهادت فوز عظیم است که نصیب همه ‏کس نمی شود. من که دوست دارم و نهایت آمال و آرزوی من این است و دائماً در دعا درخواست توفیق عاقبت به خیری را دارم .

شکر خدا که انقلاب راه خود را می‏ رود و مردم هم راجع به خیلی از مسائل آگاه شده ‏اند و خیلی از مسائل برای آنها حل شده. مقدار سختی جنگ هم تمام شدنی است، اصلاً دنیا و مدت عمر آدمی کوتاه و تمام شدنی است فقط توشه اعمال اوست که باقی می‏ماند و همراه اوست و خدا هم اعمال خالص می‏خواهد.

سختی‏ ها و بلاها برای مؤمنین است، پیامبر و دیگر امامان تمام عمرشان در جنگ و سختی بوده، چون برحق بوده ‏اند، ما هم همینطور، چون شیاطین از بسم ‏الله بدشان می‏ آید ما نباید انتظار این را داشته باشیم که شرق و غرب ما را راحت بگذارند و باید برای خدا سختی‏ ها را تحمل کنیم، ما وظیفه استقامت داریم و خدا خود حافظ دین خود است و صد درصد پیروزی با ماست و از آن خداست، اگر از راه حق و امام عزیز جدا نشویم. پس باید مقاومت کنند و جوانان به پشتیبانی انقلاب به جبهه‏ ها بروند و خواهران و مادران با حجاب و تربیت خوب و صحیح اسلامی خود عملاً به شرق و غرب جواب نه بگویند و اگر این ملت باهم باشند و پشتیبان این انقلاب، هیچ کس نمیتواند ضربه ‏ای به ما وارد کند، و باطل رفتنی است، صدام که بالاتر از فرعون و نمرود نیست. خدا می ‏تواند او را بدون ما از بین ببرد و فقط می‏ خواهد ما را آزمایش کند و خدا در این مدت خیلی ما را نصرت کرده. مگر فراموش کرده ‏ایم که با چراغ سبز دنیا، صدام برای یک‏ هفته به ایران حمله کرد و تا دروازه‏ های دزفول و اهواز پیش‏ آمد ولی الان غیر از پس گرفتن این مناطق در کنار شهرهای عراق مشغول مقابله هستیم و دیری نمی‏ رسد که پیروزی نهائی را نصیب ما می‏کند.

من فقط یک مسئله از خانواده ‏ام می‏ خواهم و آن هم ادامه راه است و در این مصیبت بی‏ تابی نکنند که دشمنان شاد شوند و من از همه تقاضای عفو و بخشش دارم و التماس دعا برای عفو من، که اگر خدا مرا نبخشد چه کنم؟

من در زندگی خیلی اشتباه کرده ‏ام که خدا راضی به بیان آنها نیست و فقط او می‏ داند ولی تقاضای عفو دارم و امید بخشش دارم و از خدا بعید نیست و برای او مشکل نیست که این حقیر را مورد عفو قرار دهد. از پدر و مادر و تمام اهل خانواده، خواهران و برادران، تقاضای عفو دارم و اگر پسری و یا برادری خوب برای خانواده نبوده ‏ام مرا ببخشید و مرا حلال کنید. از همه دوستان همکاران تقاضای عفو دارم و اگر رنجشی از من دیده ‏اید نادیده بگیرید.

من تنها ناراحتی که دارم آن هم بچه‏ های یتیم است که دوست دارم آنها را نوازش دهید و تنگی نکشند. من از همسرم تشکر می‏کنم و از او می‏ خواهم که ناراحت نباشد و بچه ‏هایم را نیکو و اسلامی تربیت کند. من بچه‏ هایم را زیاد دوست می ‏داشتم. سعی کنید اگر صحیح دانستید آنها را بر مزارم بیاورید تا قلب من آرام بگیرد. همچنین دوتا دخترم سمیه و رقیه را بگوئید، یادتان نرود که شما دختران شهید هستید و باید راه مرا که همان راه اسلام است بروید.

به هر حال انشاءالله مرا ببخشید مرا عفو کنید و از خدا برای من آمرزش بخواهید و من از شما پشتیبانی انقلاب و امام و اسلام را دارم که سعادت دنیا و آخرت همه ما در این است.

مرا در “بهشت علی” کنار دیگر شهدا به خاک بسپارید و از شما تقاضا دارم کاری نکنید که مورد رنجش روح من شود، مخصوصاً همسرم و دو بچه‏ ام .برای پیروزی اسلام و طول عمر امام دعا کنید.

خدایا همه ما فدای امام عزیز.

علی کمیلی فر

منطقه  عملیاتی کربلای 

1365/13/12


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۴ ، ۱۲:۴۸
علی کمیجانی


مرحله اول عملیات که تمام می شود، آزاد باش می دهند و یک جعبه کمپوت گیلاس؛ خنک ، عین یک تکه یخ . انگار گنج پیدا کرده باشیم توی این گرما. از راه نرسیده، می گوید«می خواین از مهمونتون پذیرایی کنین؟» می گویم « چشمت به این کمپوتا افتاده؟ اینا صاحاب دارن. نداشته باشن هم خودمون بلدیم چی کارشون کنیم .» چند دقیقه می نشیند.تحویلش نمی گیریم،می رود. علی که می آید تو ، عرق از سر و رویش می بارد. یک کمپوت می دهم دستش. می گویم «یه نفر اومده بود ، لاغر مردنی. کمپوت می خواست بهش ندادیم. خیلی پر رو بود. » می گوید «همین که الان از این جا رفت بیرون؟ یه دست هم نداشت؟ » می گویم « آره . همین» می گوید « خاک ! حاج حسین بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۱۳:۲۵
علی کمیجانی

ما که رفتیم ...
 
مادر پیری دارم و یک زن و سه بچه قد و نیم قد،
 
از دار دنیا چیزی ندارم جز یک پیام:
 
                         قیامت یقه تان را میگیرم اگر ولی فقیه را تنها بگذارید.

                                                                     
                                                                          ( قسمتی از وصیتنامه شهید مجید محمدی)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۱۲:۵۳
علی کمیجانی

شهید حاج روح الله سلطانی

سرهنگ پاسدار روح الله سلطانی در مبارزه با اشرار مسلح در سردشت نوار مرزی شمالغرب کشور به فیض عظیم شهادت نائل گشت.

شهید سلطانی از پاسداران لشکر عملیاتی 25 کربلا، دارای دو فرزند و از اهالی روستای کچب کلوای بخش دابودشت آمل بود.

این شهید در درگیری با گروهک پژاک در غرب کشور به شهادت رسید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۰۸:۰۷
علی کمیجانی
سوختگی شدید ((فاطمه حسین علی)) دختر  سه ساله سوری
دختر بچه سه ساله سوری که هفت ماه پیش در درگیری های شهر ادلب از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شدید شده هم اینک با پدر و مادرش در اردوگاه پناهندگان در هاتای ترکیه بسر می برد. چهار انگشت دست چپ فاطمه نیز قطع شده است و وی امیدوار به درمان شدن است.
(برای سلامتیش دعا و صلوات فراموش نشه)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۰۷:۳۹
علی کمیجانی

آخرین دست نوشته سردار «احمد کاظمی»

سلام بر شهیدان راه خدا و سلام بر دلیرمردان و شیران روز و زاهدان شب، سلام بر شهدای خطه شجاعان، مردان ایثار، مجاهدان راه خدا و یادگاران دفاع مقدس. 
سلام بر همرزمان و یاوران امام(ره)، شهیدان حمید و مهدی باکری. سلام بر شما رزمندگان که یکایک ایستاده اید، پشت در پشت هم، گوش به فرمان «سید علی»، پا جای پای حمید و مهدی رو به کربلا و قدس با آرزوی مولایمان. 
در آستانه زادروز میلاد منجی عالم بشریت با شما عهد می بندم که از ایستادگی و دلدادگی شما بر خود ببالم و پاسدار ارزش های والایتان باشم. 
فرمانده نیروی زمینی سپاه 
سرتیپ پاسدار احمد کاظمی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۶
علی کمیجانی

سلیمانی مغر متفکر آزادسازی آمرلی بود و پس از بازگشت به تهران شخصاً تکریت را پس گرفت، بازگشت او به این خاطر بود که نقش عالی رتبه او در عراق موجب تضعیف دولت این کشور می شد.

با این حال پس از سقوط دو هفته پیش رمادی او دوباره ظاهر شد و در پایان هفته با آقای عامری در بیابان های بین رمادی و بیجی عکس گرفت. گفته می شود یکی از ستوان های عراقی او نبرد بیجی را فرماندهی می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۷
علی کمیجانی

عکس جدید و خندان سردار سرلشگر پاسدار حاج قاسم سلیمانی

سردار قاسم سلیمانی به همراه حاج ابومهدی معاون فرمانده نیروهای بسیج مردمی عراق.

سلامتی رزمندگان اسلام صلوات.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۶
علی کمیجانی

در عکس زیر سرداران رشید اسلام، سرلشکر شهید احمد کاظمی، شهید زنده سرلشکر قاسم سلیمانی و سرلشکر شهید نورعلی شوشتری دیده می شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۷
علی کمیجانی

جهانیان بزودی در سوریه شگفت زده خواهند شد


سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی= در چند روز آینده جهانیان از آنچه ما با همکاری فرماندهان نظامی سوریه در حال آماده کردن مقدمات آن هستیم غافلگیر خواهند شد.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۲
علی کمیجانی